تبليغاتX
اگر زیر 18 سال دارید دیدن نکنید
k



بی‌بی‌سی فارسی: 'رهبر ايران گزارش امنيت اجتماعی را تکان دهنده خواند'

 

تعارفات دوستانه

 


با اينکه همه با دل و جرأت شده ايم؛

در وحشت از اين هيئت دولت شده ايم!

اين چهره ي کابينه ي ايران من است؟

يا اينکه به باغ وحش دعوت شده ايم؟
 
                                                     
 
 
 
 

عينک و رهبر

 
ای تازه جوان، رها ز خودبینی شو

فرمانبر این حکومت دینی شو

اکنون که در اعدام تو شد کوتاهی

تریاکی و بنگی و هروئینی شو
+ نوشته شده در  2006/3/31ساعت 16:29  توسط farzad | 

بدترين ديکتاتورهای جهان



ليست بدترين ديکتاتورهای جهان در سال ۲۰۰۵ تفاوت زيادی با ليست سال قبل ندارد و باعث خوشوقتی‌ست که علی آقای خودمان توانسته است در مقام نهم ليست را مزين کند.

۱- عمر ال بشير (سودان)
۲- کيم جانگ ايل (کره شمالی)
۳- تان شو (بورما)
۴- روبرت موگابه (زيمبابوه)
۵- اسلام کاريموف (ازبکستان)
۶- هو جين تاو (چين)
۷- شاه عبدالله (عربستان سعودی)
۸- سفر مراد نيازوف (ترکمنستان)
۹- علی خامنه‌ای (ايران)
۱۰- تيودور اوبيانگ نگوما (گينه اکواتور)

بدين وسيله به اين آقايان و ديگر آدمکشان جهان تبريک و تهنيت می‌گوئيم
 
 
 
                                                         

                                               شليک عمامه‌ها

 
 

نماز جمعه


هرکی به فکر خويشه

کوسه به فکر ريشه
+ نوشته شده در  2006/3/31ساعت 16:27  توسط farzad | 
                                     از گنجی تا گنجی

                  تبریک صمیمانه به خانواده اش و تمام آزادگان دنیا.

پس نوشت: با نظر نیک آهنگ کاملن موافقم: "اميدوار است اطرافيان با توجه به سختی بسياری که گنجی کشيده از او نخواهند تا مدتی وارد دعواهای سياسی شود. او حق مطلب را ادا کرده و از اين بيشتر چه می​توان از او خواست."
امیدوارم که مگسان دور شیرینی، مدتی دست از سر این انسان رنج کشیده و خانواده زجر کشیده اش بردارند
 

                                    شکر خوردن‌های اساسی

من معمولن به جزئيات اعمال دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی خورده‌ نمی‌گيرم چرا که معتقدم کاری بيهوده است، خانه از پای بست ويران است. اما بعضی از شکر‌خوردن‌های اين جانيان, خون انسان را به جوش می‌آورد.
یکی از فاطمه اره‌های مجلس اسلامی گفته‌است: "زنان جهان و از جمله ايران از خانم رايس به عنوان يک سياستمدار زن انتظار دارند که تصميم گيری ها را در جهت صلح و نه به سوی جنگ و بدبينی هدايت کند."
به اين خانم بايد گفت: "هرکی ميگه پنير، تو برو بمير" آخه آدم پررو, تو برای رژيمی کار ميکنی که حتا تحمل جمع شدن چند زن و دختر در پارکی را ندارد و آنها را با چماق نوازش اسلامی ميدهد، صدها انسان بيگناه را در زندانها در بدترين شرايط و زير شکنجه‌های طاقت فرسا نگه داشته است، آدم ها را در خيابان می‌رباید و در اماکن نامعلوم به قتل ميرساند، به خانه مردم ميريزد و سر آنها را گوش تا گوش می‌برد و هزاران جنايت ديگر که ليست آنها حتا در جيب گشاد آخوندها جا نمی‌شود
+ نوشته شده در  2006/3/31ساعت 16:26  توسط farzad | 

اگر " ما" که این همه تازیانه جهل بر تنمان خورده به " حق" خودمان آشنا نباشیم نه در سرزمینی که نامش را

 

 

یدک می کشیم جایی داریم نه در دنیایی که تاج سرش " آگاهی" است

 

 

 مبارزان تباهی ديروز و بابا بزرگ های بی عزت امروز

 

اگر آینده را نمی توان پیش بینی کرد، از گذشته اما می توان آموخت. ایرانیان یک بار در آستانه انقلاب اسلامی یک فرصت تاریخی به نام «بختیار» را از دست دادند و با چشم بسته به دامان آخرین انقلاب ایدئولوژیک قرن بیستم و تنها حکومت ولایت مطلقه فقیه در غلطیدند. حکومتی که به آبشخور تروریسم کنونی و عامل جنگ افروزی در خاورمیانه و جهان تبدیل گشت. این بار نباید اجازه داد برخی با لجاج بر سر عقاید ایدئولوژیک خود مردم را به سویی برانند که یک بار دیگر فرصتی تاریخی را از دست بدهند

 

ایران با سرعت به سوی فاجعه و جنگ رانده می شود. آنهایی که هشت سال مردم را به «پروژه اصلاحات» مشغول کردند، در سکوتی مرگبار فرو رفته اند و بزرگترین هنرشان در این روزها این بوده است درباره «حق فناوری هسته ای» که سه سال است به بازی موش و گربه تبدیل شده و یک «کاریکاتور» که پنج ماه پیش در یک روزنامه دانمارکی منتشر شده، خطاب به اروپا بیانیه اعتراضی صادر کنند. آنهایی هم که تلاش می کنند با چنگ و دندان روی درخت تنومند تاریخ یادگاری بنویسند، خوب است به این واقعیت توجه کنند که همواره تاریخ است که شخصیت ها را بر می گزیند و نه برعکس. در غیر این صورت، نتیجه یا کمدی (مانند بنی صدر و احمدی نژاد) و یا تراژدی (مانند قطب زاده و امیرانتظام) از آب در می آید

 

تصوير يکي از جان باختگان سال 67 در يک گور جمعي
اين عکس در سال 67 مخفيانه در خاوران گرفته شد

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

 

 

برخی ممکن است در بده بستان های رایج ترجیح دهند در برخی موارد سکوت کنند، برخی چیزها را به روی خود نیاورند، واقعیت را نبینند و یا کمرنگ تر از آنچه هست ببینند، لیکن واقعیت خارج از اراده ما وجود دارد و در عمل همان رنگی را دارد که دارد. تردیدی نیست که جنبش آزادی خواهی ایران از زهر جاه طلبی، سکه زدن به نام خود و شهوت شهرت و نام و مقام در امان نخواهد بود. اینجاست که شاید عرفان ایرانی به معنای مثبت آن بتواند چون پادزهر عمل کند تا بتوان همواره منافع بلند مدت میهن و مردم را بر هیولای درون حاکم گرداند. مثلا می توان چنین اندیشید دیر یا زود همه ما بی تردید در فنا جای خواهیم گرفت و چه خوب است تنها عشق و عمل خود را برای آزادی و انسان و خاک بر جای نهاده باشیم. ولی آیا در سیاست می توان چنین اندیشید؟ واقعا نمی دانم! امروز تنها این را می دانم که «همه با هم» نمی توان جنبشی را رهبری کرد و در این بازار مکاره سیاست که هیچ کس دیگری را قبول ندارد، همراه با مردمی که در تبلیغات پوچ محاصره شده اند و سخت گرفتار معیشت و بی خبر از خطری هستند که در کمین شان نشسته است، رضا پهلوی نه تنها خطر به شمار نمی رود، بلکه بی تردید تنها فرصت تاریخی است که در این شرایط وجود دارد

 

 

 احمدی نژاد، سياهی لشکر واپسين پرده تراژدی خمينی !

 

 

 

خمینی  عنصری ریاکار ،دروغگو ،جنگ افروز، فرهنگ ستیز،انسان ستیز و به ویژه زن

 

ستیز، بالاخره جنایتکار تاریخ معاصر  ایران است،دست  او و هواداران و شرکای او تا

 

آرنج به خون ملت ما آلوده است.

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/3/26ساعت 23:50  توسط farzad | 

سلآم خانمي به نام منا براي من پيامي گذاشتند

 به اين صورت : 

انقلاب ايران خيلی پاک و خالص بود .ايران در دو سال اول بهشت روی زمين بود اما.......اما اشتباه پدرامون اين بود که بعد از انقلاب کنار کشيدن و تو پيله ای که براشون تنيدند فرو رفتند .و حالا نسل ما به تبعيت از پدرامون به مرض بی خيالی و بی غيرتی گرفتار شده. به اميد اينکه نوروز امسال نويد بخش بيرون اومدن پروانه ها باشه.

 

 در جواب شما اين عکسها رو که هيچوقت مايل به نمايش آنها نبودم رو ميزارم اين بود

بهشت شما بعد از انقلاب اسلامی

 

           

 

      

 

   

 

Tortured and killed by solders of god.

شکنجه و کشته شده توسط سربازان خداوند

 

خوب به تاريخ زير عکسها نگاه کنيد دکترحمد رضا عاملي تهراني تآريخ کشته شدن

۱۸-۰۲-۱۳۵۸

خانم عزيز به نظر  من شما يک انسان کور هستيد مانند اربابان خونخوارتان که با

جهالت خود ميهن عزيزمان را در خطر قرار داده اند

 تف به اين انقلاب پاک

+ نوشته شده در  2006/3/25ساعت 15:25  توسط farzad | 

روزي خواهد امد كه ساده ترين مردم ميهن من  از روشنفكران  اخته خود باز

خواست خواهند كرد    " روزي كه كشورتان همچون شعله اي كوچك و مهجور

فرو ميمرد شما  روشنفكران چه ميكرديد

                                                        

درجامعه اسلامی
حق به آزادی
فقط درگور، به انسان، داده میشود

                                                       هنگامی جامعه ، تبدیل به
                                                         گورستان ِخاموشی شد
                                                                    چرا
                                                دانشگاه ، بیرون ازگورستان باشد؟

جائی که آزادی نیـسـت
هـمه ، دروغگـویـنـد
وهرچه گفته میشود، دروغست

 

باغ ویران است و مرغان بی نوا ایوان تهی

خوشا بحال آن روزها که ما هم در اين جهان ملتی سرفراز بوديم و کشورمان هم حکومتی ايرانی داشت. رژيمش چهارشنبه سوری و نوروز را حرام نمی شمرد. بخاطر بيادگار گذاردن اين مراسم زيبا و سرشار از معنويّت نه تنها به اجدادمان فحاشی نمی شد، که از نياکان پاک ايرانيان سپاسگزاری هم می شد
 
خجسته بود روز نـوروز مــا
همان جشن فرخنده پيروز مــا
بگويد كه هشدار و هشيار باش
نيا خــــاك خود را نگهدار باش

 

اسلام به ذات خود ندارد عيبی    ـــ    هر عيب که بينی ز مسلمانی ما است !

 

 

 


تا نباشد چوب تر، فرمان نگيرد گاو و خر
حتمآ شما نيز متوجه تغيير لحن ناگهانی مقامات جمهوری روزه خوان ها شده ايد. ديگر از ياوه سرايی های خجالت آور آقای خامنه ای چيزی بگوش نمی خورد که بيشتر به عربده کشی لات های چاله ميدان شباهت داشت تا حرفهای يک رهبر سياسی. از اراجيف احمدی نژادهم ديگر خبری نيست که روی هر چه چهار پادار است را سفيد می کرد. آيت الله تمام عيار جنتی، زنجير پاره کرده ولايت را هم ديگر برای فحش خواهر و مادر به جهانيان رخصت نمی دهند، که هر جمعه به دانشگاه رود و با معطر کردن آن فضای علمی، با فحش های رکيک، از حيوان پست تر خواندن شش ميليارد باورمندان ديگر مذاهب، غيبت پشت سر همه ی مردم دنيا، تهمت و ناسزا به زمين و زمان و به عربده آوردن مسلمين هوادار ولايت آن مراسم عبادی را کامل سازد. شيخ بهرمانی هم بطور کلی از گنده گويی دست برداشته. در نطق های پيش از دستور مجلس روضه خوانی شورای اسلامی هم ديگر هيچ خبری از عربده های مقدس سربازان گمنام آقا امام زمان نيست

 

 

+ نوشته شده در  2006/3/24ساعت 18:10  توسط farzad | 
وطن یعنی گذشته، حال ، فردا
 
تمام سهم یک ملت ز دنیا
 
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
 
وطن یعنی همینجا یعنی ایران
 
 
 
 خجسته باد
 
 

 

رژيم و دو گزينه، شکست ننگين،

 شکست ننگين و خونبار

سرانجام رژيم جمهوری اسلامی با عدم کفايت سياسی و لجبازی های لات منشانه خود موجبات ارجاع پرونده ايران به شورای امنيّت سازمان ملل را فراهم آورد، و با اين سياست ضد ملی بار ديگر ميهن ما را برلبه پرتگاه آورد. پرتگاهی هولناک که بيگمان از گرسنگی تلف شدن و يا ريخته شدن خون عده زيادی از هم ميهنان نگونبخت ما در اثر تحريم و حمله از کمترين تبعات اين مسئوليت ناشناسی خواهد بود. تازه، اين گمانه زنی ها برای سناريو های نسبتآ خفيفی است که جهان يا صرفآ به تحريم اکتفا کند، يا اينکه چنانچه قرار شد حمله ای نظامی به ايران صورت گيرد، محدود باشد، و هدف آن صرفآ انهدام مراکز اتمی باشد. يعنی بمباران تاسيساتی سرهم بندی شده که با بيست و پنج تا سی ميليارد دلاری ساخته شده که از گلوی اين مردم گرفتار و گرسنه بريده شده و به جيب قاچاقچی های بين المللی اتمی و دلالها و کارگزاران داخلی آنان ريخته شده است. ساختمان هايی بی مصرف اما سراسر خطرساز که رژيم بی قرهنگ جمهوری اسلامی بعمد هم آنها را در پر ريسک ترين مناطق بنا کرده است

در حاليکه تمامی کشورهای جهان برای هر چه پائين آوردن درجه ريسک خطر در صورت حادثه احتمالی تا آنجا که می توانستند اينگونه مراکز را دور تر از اماکن مسکونی ساخته اند، رژيم ايران بعکس همه اين مراکز خطرناک را درست در مکانهايی ساخته که مملو از جمعيّت است. طرفه اينکه اينان چون بطور گوهری با تمامی جهان سر عناد و کين دارند، پيش از شروع به ساخت دزدکی اين مراکز، حتی احتمال حمله به اين مراکز را هم به خوبی پيش بينی کرده اند. به همين علت هم هست که مردم بيگناه را سپر دفاعی آنها قرار داده اند. جمهوری اسلامی با همان پيش فرض، اين تأسيسات را به چند دليل ضد انسانی است که در ميان مراکز مسکونی بنا کرده. اول اينکه هر نيرويی را قبل از حمله بدليل صدمه حتمی که به مردم بيدفاع هم خواهد زد به دو بار فکر کردن وادارد و احيانآ منصرف سازد. دوم اينکه اگر هم حمله ای صورت گرفت، تا آنجا که ممکن است موجب بخاک و خون افتادن بيشترين افراد گردد. قربانی شدن افراد غير نظامی و ريخته شدن خون هزاران زن و کودک بيگناه به رژيم فرصت خواهد داد که بتوانند از اين خونهای ريخته شده در راه برانگيختن احساسات مردم سود برد، و سرانجام اينکه هزينه حمله را برای نيروی مهاجم در نزد افکار عمومی جهانيان تا آنجا که امکان دارد بالا برد

ای کين ورزان سيه دل! شاه رفت؟


يا سعادت وشادکامی وآبروی ايران؟

 

+ نوشته شده در  2006/3/24ساعت 18:7  توسط farzad | 

صلح در جايي که مشکل و سختي اي نيست ، معني ندارد .


صلح واقعي وقتي است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام و مطمئن

است . اين معناي واقعي صلح است

صحنه ائی از چهره اسلام ناب محمدی

 

 

به اين عکس خوب نگاه کنيد گروهی زیادی از متخصصين و مشاورين در مقابل فقط سه مرد؛ اردشير زاهدی، شاهنشاه آریامهر، و عباسعلی خلعتبری قرار گرفته اند اين چه چيزی را ثابت می کند؟ نشان از اهميت ايران برای غرب دارد واستعداد و کارکشتگی ديپلماسی ايرانيان . وقتی نتوانستند با ديپلماسی ايران برابری کنند با تجاوز به حريم ايران و با دخالت در امور داخلی خمينی دجال را به ما تحميل کردند

Look at this pictured a group of advisers and experts sitting across the table with only three men, Ardeshir Zahedi, Shah and Abas-ali Khalatbari, this proves what?? The importance of Iran to the west and the capacity of diplomacy by Iranian diplomats.When they could not deal with Iran’s diplomacy they had to meddle in Iran’s internal affairs forcing Khomeini to us..

بوی خوش خرد گرايی در نوروز مشام را می نوازد


نوروز است. سنتی زيبا و معنوی. سنتی با قدمتی چند هزار ساله و ملی، يادگار نياکان. اما نه آنگونه که بود و بايد باشد. طبيعی هم هست که طبيعی نباشد! وقتی دلخوشی نيست، وقتی به جای آوای چنگ و چغانه، فقط صدای شکوه از گرفتاری ها بگوش رسد، وقتی غم نان وجود داشته باشد و اندوه از آسمان بارد، وقتی پايوران درجه اول حکومت به جای برگزاری اين شاد خواری ملی رکيک ترين فحش ها را به اجداد ملت حوالت دهند، معلوم است که در ايران آريايی ملا نشان، يادگار نياکان آن ملت بايد اکنون به چه حال و روزی افتاده باشد. با اينهمه نکبت اما مقاومت هست، و مردم ما هنوز هم نوروز را جشن می گيرند. پاره ای از فرهنگوران اما همچنان نگران، که مباد اين يادگار ها از ياد رود، که امروز ماندگاری هويّت ما در گرو حفظ همين سنت های اجدادی است


آنان برای فروزان تر کردن آتش مقاومتی که در سينه و دل مردم ما است، از زيبايی های اين سنت می نويسند، از معنويّتی که در هر يک از سمبل های نوروزی است. اين خيلی خوب است. اصلآ نفس اينکه خيلی از اين به اصطلاح فرهنگوران حال ديگر به آموزه های ملی روی آورده اند جای شکر دارد، حال اين هويّت ملی را هر کدام از ظن خود به هر صورتی که می خواهند تعبير کنند. چرا که بسياری از اينها تا ديروز حتی صحبت از ملی بودن و هويّت ملی داشتن را هم ننگ و عقبماندگی می دانستند. دفاع آنها از هويّت ملی نه تنها جای خوشحالی که جای سپاسگزاری از آنان را هم دارد. بنده که شخصآ از اين بابت از تمامی اين سروران سپاسگزاری می کنم

 اوقات دل آدمی به حالشان می سوزد. اينان تمام زيبايی های زندگی خود را هم سانسور می کنند. توجه هم ندارند که با ارائه چنين تصويری سراسر سياه و زشت از گذشته، بيش از آنکه به آن نظام صدمه خورده و سقوط کرده صدمه زنند خود را ويران می سازند، بگونه ای که نادانسته حتی به نوعی انسانيّت خويش را هم به زير سئوال می برند. می گويند تا قبل از انقلاب که زمين و زمان پر از زشتی و پليدی بوده، هميشه هم گرسنه و گريان بوده اند، در خود انقلاب هم که در ميانه بلوا و خونريزی بوده اند و خانه خود را به آتش کشيدن، پس از استقرار جمهوری اسلامی هم که جنگ بوده است و آژير وضعيت قرمز و حملات هوايی و بمباران، رژيم خود ساخته جديد هم که به قدری فاشيستی بوده که با بند و تازيانه و زندان ايران را غير قابل زندگی کرده، در نهايت هم فرار و آوارگی. پس اينجا اين سئوال پيش نمی آيد: کسانی که تمام عمرشان آنچنان نکبت بار گذشته که شخصآ حتی يک لحظه هم خوشی و زيبايی را تجربه نکرده اند، پس آخر اين انسانهای فلکزده اصلآ چگونه می توانند زيبايی ها و جاذبه های زندگی را بشناسند

نوشتم که نوشتنم به قصد آزردن کسی در نوروز نيست. صرفآ مشکلی را نوشتم و آرزوی گشايش دارم. بگذريم، که نوروز است و هنگام مهر ورزی، البته نه از جنس مهرورزی آقای احمدی نژاد.

 

نوروزتان پيروز،

 

 خوشدل و عاشق باشيد

+ نوشته شده در  2006/3/24ساعت 17:57  توسط farzad | 

سرنگون باد تماميّت رژيم ضد ايرانی، خرد ستيز و شادی کش دستاربندان

 
 
 
می دانيم که تهمت متمدن بودن و عقل داشتن به ما نمی چسبد. خود می دانيم و هر روزه هم هزار بار می بينيم که ما مردم اکثرآ نخاله، بی فرهنگ، ارزان، خود فريب و خود دشمن، حسود، مجيزه سرا، سينه و زنجير زن، چلوکباب در چاه ريز، گريان، پشت هم انداز و هفتاد و هفت رنگ ايران ديگر هيچ شباهتی به ايرانيان سر فراز، راست گفتار و درست کردار و نيک پندار عهد کوروش و داريوش و خشايار شاه ... نداريم. آخر امت حزب الله و ثار الله و ملی مذهبی و چريک کمونيست دوره ديده در اردوگاهای فلسطينی ... و جهان وطنانی که به همه چيز اين کشور و ملت فحاشی می کنند کجا و ايرانيان پاکنهاد عهد باستان کجا.....
 
گر چه آرزو می کردم که دولتی بهتر و مقاماتی عاقل تر در کشورم بر سر کار بودند، حال اما که عقلای فرضی ما از همه بی عقلتر از آب در آمده و خيلی هم غير مسئول تر از اعضای کنونی هيئت دولت جناب دکتر احمدی نژاد عمل می کنند، پس بدبختانه و خوشبختانه دولت و مقامات ما همين جنابانی هستند که بر سر کارند. اينها دولتمردان جمهوری اسلامی ايران هستند و همين نام ايران است که ما را بخواهيم و نخواهيم به اين مقامات می چسباند.
 
 

تنبیه یک فلسطینی مظنون به همکاری با اسرائیل توسط سایر فلسطینیان جان بر کف

A Palestinian suspected of spying for Israelies.

 

Even animals protect their children!

حتی حیوانات فرزندانشان را  حراست میکنند

Are these guys seeking attention or they are just stupid?

آیا این جوانها به دنبال جلب نظر هستند یا واقعا احمق هستند؟

Are these guys properly educated?

آیا این جوانها به درستی آموزش داده شده اند؟

+ نوشته شده در  2006/3/24ساعت 17:53  توسط farzad | 

کجاست آن کاوه آهنکر؟ کجاست آن دلیران تنتگستان؟ کجاست آن

شهامت ودلیری ایرانیان ؟

 

 

 

نکند جور پیشه سلطانی که نیاید ز گرگ چوپانی


حاکمی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند

 

نرخ دختران ايرانى بعد از ورود به شيخ نشين ها
*اين ولايت بر اهل آن مبارك باد


جامعه شناسان، دهه 80 را دهه انفجار آسيب‌های اجتماعی در ايران نام نهاده‌اند. قاچاق زنان و دختران شايد يكی از غم انگيزترين اين آسيب‌ها باشد. زنان و دختران به عنوان نيروی كار به شكل‌های گوناگون از سوی باندهای مختلف داخل و خارج از كشور جلب و جذب می شوند.

باندهای قاچاق دختران فراری و فريب خورده، زنان بيوه را بعد از كشاندن در دام بر اساس شكل ظاهري، سن و سال و زيبايی ساماندهی كرده و به عنوان داشتن زندگی بهتر، آسايش و يا ازدواج با مردان پولدار آنها را به صورت غيرقانونی و قاچاقی به آن سوی مرزها مي‌فرستند.

اين دختران را راهی دوبي، كويت و شيخ نشين‌های خليج‌فارس مي‌كنند. حتی كشورهای مجاور مانند افغانستان، پاكستان و تاجيكستان هم پذيرای اين دختران هستند.

دختران و زنان موردنظر راهی هتل‌ها، ميهمانسراها و خانه افراد مرفه و پولدار در اين كشورها مي‌شوند و يا به صورت كنيز و همسر موقت و دائم مردان مرفه در مي‌آيند و يا به صورت روسپی در اختيار هتل‌ها، كازينو‌ها و كاباره‌ها قرار داده مي‌شوند و با گرفتن انواع و اقسام چك و سفته آنها را حفظ مي‌كنند. زور و ارعاب و تهديد از يك سو، غريبی و غربت و جوانی و طمع از سوی ديگر مانع بازگشت آنها به كشور مي‌شود.

سکوت من مصيبته . مرگ صدا مصيبته!

 

آهاي آدما چگونه درد دلم را بگويم؟ آيا گوش شنوايي هست تا صداي اين دردمند را بشنود؟ اي كساني كه قدرت را به دست گرفته ايد با شما هستم! اي كساني كه با لب و لوچه روغني از غذاهاي رنگارنگ،گرسنگان را به صبوري وطاقت دعوت ميكنيد!و از وراي آن شكم گنده-كه هيچ وزنهاي تاب تحمل ان را ندارد-وغبغب چند طبقه اي،به غير از خود كسي را نميبينيد!آه مظلومي را نميشنويد.اشك يتيمي را نميبينيد.با شما خودبينان هستم .شما پول پرستان حريصي كه جز برق پول و سكه وزر چيزي نميبينيد.با شما هستم!شما كه كت جادويي ميپوشيد تا برايتان مدام پول بسازد!شما كه دم از مردم وخدا ميزنيد. شما دلسوختگان دين!! كه هد وقت مشكلي پيش آمد، اول از هر كس اين شما هستيد كه به اولين سوراخ موش فرار ميكنيد……! و حالا شما ، شما كه ادعاي روشنفكري ميكنيد ، شما كه به نام مردم مبارزه ميكنيد. مدعي كمك به مردم هستيد، ولي از اينكه در مجاورت فقيري بنشينيد ، ميترسيد. آري ميترسيدكه مبادا هوايتان آلوده شودو مبادا دستان پر از چرك كودكي اتوي كتتان را بهم بزند ويا كثيفش كند!شما كه مدام دم از مردم ميزنيد ، اما ـ به قول معلم عزيزم دكتر علي شريعتي ـ نمي دانيد اين مردم چه شكلي دارند. و اگر به نوايي رسيديد به ياد نمي آوريد كه به چه بهانه مبارزه ميكرديد…

در این روزگار سخت، تنها آرزو می‌کنم ملیت م ایرانی نبود، تحمل این ننگ را دیگر

 ندارم

 

 

+ نوشته شده در  2006/3/23ساعت 22:45  توسط farzad | 
             خود کرده را تدبير نيست

 

                      الـــــهی راه دادی ديگران را          کـــــه بگشـــــايند راز آسمان را
                   ز ره واماندگان را هم تکانی         که بگذارند اين خواب گران را


                                                         زنده ياد خليلی، شاعر افغان

 

 

فيلم عذرخواهی شاه بيچاره و التماس های شاپور بختيار مادر مرده خوشبختانه يا بدبختانه هنوز در دسترس است! و امروز هم هزار نوار صوتی تصويری درخواست های رضا پهلوی بر روی سايت های اينترنتی ! مردم عادی نه، اين عقلای قوم ما بودند که آن فرصت های بی نظير تاريخی را سوزاندند. بعد ها کارشان آنچنان به فضاحت کشيد که پس از آنهمه جنايت رژيم باز هم از روی ناچاری به دنبال يک ملای رژيم بنام سيد محمد خاتمی افتادند. درست است که عناصر اين رژيم ايراندوست نيستند، اما در جريان پرونده اتمی نشان دادند که هر چه هم بی فرهنگ و ضد ايرانی  باشند باز هم در لجبازی و نداشتن معال انديشی و فرصت سوزی و خود را به فلاکت انداختن جدآ ايرانی های اصيلی هستند. چرا که آنهمه ناز کشيدن ها و تمنا ها و پيشنهاد های پرسود را از سر افزون طلبی و ننر بازی رد کردند و حال خود را به چنان فضاحت و فلاکتی انداخته اند که چاره ديگری ندارند جز پذيرش طرحی که خود هم آن را مضحک می خوانند، در غير اينصورت بقول ديک چينی بايد منتظر عواقب باز هم دردناکتری باشند

 

                                                               

 

 

     

با خدا جنگ نکنیم . اعدام و شکنجه بایستی از ایران محو شود.

 

با درود به روح " فرانسوا میتران " رئیس جمهور فقید فرانسه

که برای لغو اعدام در فرانسه گام های اساسی و  بزرگ برداشت .

 

اولین چیزی که درباره لغو اعدام باید گفت اینست که خداوند انسان را خلق کرده

و تنها اوست که حق دارد جان آدمی را بستاند. بنابراین آنان که انسانی را به هردلیلی

، قانونی یا غیر قانونی اعدام یا شکنجه میکنند

جنگ با خدا را آغاز کرده اند

 

 

+ نوشته شده در  2006/3/15ساعت 16:38  توسط farzad | 
در آرامگاه کوروش کبیر این عبارت نوشته شده است

: "ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من

کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که 

 تن من را می پوشاند  رشک مبر

 

                                                                                  کاشکی سرِ من آب می‌بود و چشمانم چشمه‌ی اشک
تا روز و شب برای کشتگان دختر قوم خود گریه می‌کردم.

 

پيشنهاد هاي امام جمعه شيراز:

رواج زبان عربي و "دينار" در ايران

 

محي الدين حائري شيرازي امام جمعه شيراز خواستار رواج زبان عربي و "دينار" در ايران شد. نماينده ولي فقيه و امام جمعه شيراز چندي پيش نيز در جريان بازديد از پروژه مترو شيراز، با اشاره به تعليق ايران ميان ديکتاتوري و دموکراسي گفته بود: "هر وقت در کشور ما نظام ديکتاتوري حاکم بوده و نظام اجرايي هم دولتي بوده، کار را خيلي سريع پيش برده‌اند و موفق هم شده‌اند. اما هر جا اين ناهماهنگي پيش آمده، کارها به کندي صورت گرفته است."

                                                     

چهره واقعی اسلام و ننگی را که گریبان گیر ملت بی چاره ایران شده نگاه کنید

در این روزگار سخت، تنها آرزو می‌کنم ملیت م ایرانی نبود، تحمل این ننگ را دیگر

 ندارم

           ببینید و لذت ببرید، شما که بیمارید!!

                                                        

edam_2tan_ahvaz_4.jpg

                                                         

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:26  توسط farzad | 

ای دیار روشنم، شد تیره چون شب روزگارت
کو چراغی جز تنم کاتش زنم در شام تارت


ماه کو، خورشید کو؟ ناهید چنگی نیست پیدا!
چشم روشن کو که فانوسش کنم در رهگذارت


آبرویت را چه پیش آمد که این بی آبرویان
می گشایند آب در گنجینه های افتخارت


شیرزن شیرش حرام کام نامردان کودن
کز بلاشان نیست ایمن گور مردان دیارت


می فروشند آنچه داری: کوه ساکن، رود جاری
می ربایند آهوان خانگی را از کنارت


گنج های سر به مهرت رهزنان را شد غنیمت
درج عصمت مانده بی دردانگان ماهوارت


شب که بر بالین نهم سر، آتش انگیزم ز بستر
با گداز سوز و ساز مادران داغدارت


در غم یاران بندی، آهوی سر در کمندم
بند بگشا- ای خدا- تا شکر بگذارد شکارت


مدعی را گو چه سازی مهر از گل در نمازت
سجده بر مسکوک زر پر سودتر آید به کارت


این زن ای من- بر کمر دستی بزن، بر خیز از جا
جان به کف داری همین بس بهره از دار و ندارت

سیمین بهبهانی

 

مردم از تحقير خود


توسط حاكميت خسته شده اند

 

خاک تشنه

من آن خاک گهر ريزم که بی مهری به خود ديده                     تنم از تابش سوزنده خورشيد تفتيده

دگر در اين تن داغم هزاران ريشه خشکيده                   در اين انديشه ام شايد طبيعت کينه ورزيده

دگر در برکه آبي نيست   چرا ابری نمی گريد               چرا باران نمی بارد بر اين خاک ستمديده

دگر بلبل نمی خواند   دگر آهو به اين برکه نمی آيد         چرا سبزينگی رفته  مگر از خاک رنجيده

دگر باغ و گل و بستان از اين جا رخت برچيده         تو گويی چرخ اين دوران هزاران بار چرخيده

دگر در برکه آبي نيست   چرا ابری نمی گريد                چرا باران نمی بارد بر اين خاک ستمديده

 

 

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:23  توسط farzad | 

دو چيز است كه حد و نهايتى ندارد، وقاحت و حماقت، وقاحت بى حد را آخوندها

 دارند و حماقت بى حد را پيروان ايشان

هـیچ ایـرانـی مسلمان نیست و هـیچ مسلمانی ایـرانی نیست

بی‌خــدا و کـافـرم؛ از اهـل ايـمان نـيـسـتـم


زادهً ايـران‌زمـينـم؛ نــه! مـسـلـمـان نيـسـتـم

 

 

 

 سربريدن انسانهای دربند در زنجير و طناب



اين است دلاوری، شهامت، شجاعت و عدالت اسلامی
 

هلا به اين شجاعتش


به تيغ تيز غيرتش


که قتل خلق بيدفاع


شده گواه جراتش

 


+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:20  توسط farzad | 

تمام سرزمين اسرائيل تعلق ابدی به قوم يهود دارد

اعراب مسلمان غاصب اسرائيل هستند

قوم يهود چند هزار سال پيش از بوجود آمدن اسلام و مسيح در سرزمين تاريخی اسرائيل ساکن بوده و همين بهترين مدعا و سند برای مالکيت اين سرزمين است. بعد از تولد مسيح در سرزمين اسرائيل رقابت بين يهوديان و مسيحيان آغاز شد. عده ای که بدين مسيح گرويده بودند سر ناسازگار ی با يهوديان گذاشتند و باعث آوارگی آنان در سراسر جهان شدند. بعد از گذشت ساليان طولانی و در گذر حوادث و پس از هجوم تجاوزکارانه قوم تازی به بهانه گسترش اسلام، سرزمين اسرائيل بدست حکام فاسد و غارتگر اسلامی می افتد. خلافتهای زورگو و فاسد اسلامی هرگز امکان همزيستی با اديان و مذاهب ديگررا ندارند از اين رو يهوديان (بخصوص) هميشه در سرزمين اجدادی خود تحت ستم بوده اند

عربهای مسلمان" متخصص قتل و غارت و آدم ربايی و زورگيری و تجاوز به زنان

قوم تازی(عرب) در سراسر تاريخ قومی تازنده و تجاوزگر بوده است. تمام حکومتها و حکام اسلامی در طول تاريخ 1400 ساله شان تا امروز، دزد و راهزن و حرامزاده بوده اند. آنها هميشه از نقاط ضعف همسايگان خود سوء استفاده کره و دهشتناکترين جنايات و قتل عامها را در حق آنان روا داشته اند
منظور از عربها در اينجا همان تجاوزکاران در طول تاريخ است و گرنه بخشی از هموطنان خوزستانی ما بزبان عربی گويش می کنند

براستی اين اعراب مسلمان هستند که سرزمين يهوديان را غصب کرده اند. اين مسلمانها هستند که بايد سرزمين اسرائيل را ترک کنند. همانهايی که در طول قرنها تحمل همزيستی را با پيروان اديان ديگر نداشتند و هميشه بحقوق آنها تجاوز کرده بودند

 


یک زن ایرانی برای اجرای حکم قرون وسطايی سنگسار در جمهوری اسلامی

چگونه  با  دشمنت  به دوستی  تا   کنم؟
تو  رخت زندان تن ات  و  من تماشا  کنم؟

تو رخت زندان تن ات و من بمانم خموش؟

قسم   به   زن،  نازنم   اگر   محابا   کنم

اگرچه تلخ است حق، نمی توانم نهفت

زبان  از  آن  بایدم  که  آشکارا کنم

 

سیمین بهبهانی

تصوير يکي از جان باختگان سال 67 در يک گور جمعي
اين عکس در سال 67 مخفيانه در خاوران گرفته شد

ناراحت نباش فقط آگاه باش که ستم باقی نمی ماند

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:18  توسط farzad | 
                                     تنها اوست كه مي ماند
صحبت از مرگ كه مي شد هميشه ياد سخن سهراب مي افتادم كه " مرگ پايان كبوتر نيست" اما نمي دانم چرا اين بار بيشتر به ياد سخن آدرنو افتادم كه مي گويد " مرگ هيچ گاه چيز پاكي نبوده است"

 

                                                            

مردم بالادست

كه طراوت را از راز سحر مي چيدند

و نجابت را سرلوحه دل مي كردند

آب را گل كردند

لاله را دار زدند

نان خشكيده مرد لب جو

ز كَفَش دزديدند

و سپيدار كهنسال  و غريب ادراك

همچنان تشنه تر از تشنه بماند

و ز ميان  گل و آب

چهره اي مات به جادويي دنياي سراب

چه شده است ؟

روي ز يبا دو برابر نشده

ديدي آخر سهراب

آنهمه مي گفتي

آب را نه

حتي آب را گل نكنيم

آب را نه

دهن هر سخني را پر از گل كردند

تو كجايي سهراب ؟

آب را گل كردند

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:15  توسط farzad | 
مطمئن هستم که این شب ظلمت به درازا نخواهد کشید. ماه آزادی از زیر ابرهای استبداد دینی برون خواهد آمد و همه‌ی ما را غرق شادی خواهد کرد.
 
 

اين هم يه آدم بود مثل من و شما ...

 

                                                                            

در ضمن دانشجو هم بود مثل بعضی از من و شما...                                          

اما يه فرق داشت...

مثل من و شما ترسو نبود ...

مثل من و شما حاضر نبود خفه خون بگيره...

مثل من وشما حاضر نبود چشماشو به حقايق ببنده...

حالا هم داره مجازات می شه بجای من و شما ...

مجازات ميشه چون جز حقيقت نگفته...

 چون مظلو ميت رو فرياد زده(جرمی که اين روزا سنگين ترين جرمهاست.)

درباره ی احمد باطبی:

دانشجو ی مبارزه ايرانی که  به جرم به دست گرفتن پيراهن خونین دوستش(تشويش اذهان عمومی) ابتدا به اعدام و سپس با عفو از سوی رهبر(که خدا خيرش بده...!خير از جوونيش ببينه...!) به ۱۵ سال زندان محکوم شد و تا حالا ۶ سال آن را تحمل کرده است

 

من معتقد هستم هر انسان آزاد است ...

آزاد است تا به هر طريق که می خواهد عمل کند و به هر چيز که می خواهد فکر کند...

آزاد اندشی ياد گرفتنی و ياد دادنی نيست.

آزاد اندشی در وجود ماست.

 
+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:11  توسط farzad | 
                                              

                                     عنتری نژاد قبل از انقلاب

                                                 

عنتری نژاد بعد از انقلاب

به اين عکس نگاه کنيد! اين صحنه شنيع را به سراسر جهان مخابره کنيد!

بابا نان نداشت
برادر زندان بود
خواهر تبعيد بود
مادر گريان بود
ايران اسير بود

 

خطاب به رهبر عظيم الشان حکومت اسلامی

 

            وقت آنستی که این جام هلال سر کشی

                                                                         راه بگشایی به ملت پا ز ظلم و شر کشی

           رسم استبداد بگذاری به سویی شق و رق

                                                                         این زمان چون بچه ی آدم خطی دیگر کشی

         راه "ره" را بسپری "راحل" شوی همچون امام

                                                                        بر سرت" قمبل العظیمی" جفت آن رهبر کشی

         سید خندان و اکبر شاه و هرچه روضه خوان

                                                                          همره خود صاف و ساده از سر منبر کشی

              سایه انصار حزب الله و آقا زاده ها

                                                                         از سر ما کم کنی با خویش تا آن ور کشی

          تیغ شورای نگهبان در نیام آری کنون         

                                                                         مجلس فرمایشی را قفل ها بر در کشی

            ورنه دست داد ما از آستین آید برون

                                                                        دیر گردد راه چاره سود نارد سرکشی

        این نظام شوم در هم بشکند چون صاحبش

                                                                           آه بر تابوت این مرحوم بد گوهر کشی

          چند روزی " رود رود" از بیخ سینه سر دهی

                                                                       بعد از آن دق مرگ گردی مرگ را در بر کشی

 

* قمبل العظیم: آرامگاه خمینی 

 

                                                                  

 

                                                                                

ايرانيان قوم عجيبي هستند، تحسين برانگيزند براي اينكه در طول تاريخ با شهامت و قدرت خود با استعمار مبارزه كردند و نگذاشتند بيگانگان بر آنها تسلط پيدا كنند و باعث تاسف هستند بخاطر اينكه با اينهمه تمدن و پيشينه تاريخي اجازه داده اند افراد ظالم و بي تمدن و كساني كه بويي از انسانيت نبرده اند و سرنوشت ايران را زير سوال برده اند بر آنها تسلط پيدا كنند و روز به روز با جهالت و ناداني خود ايران را از بين ببرند.

پر واضح است كه حاكمان فعلي ايران به جز منافع خود به چيزي نمي انديشند و كارشان فقط اين است كه  با بي عدالتي و ظلم خود بتوانند سر و پا بمانند. نمي دانم اگر به قول خودشان نماينده خدا بر روي زمين هستند و اگر بر اين اعتقاد دارند كه خدا عادل است پس اينهمه ظلم چيست؟؟

قضاوت با خودتان ........... آيا بايد سرنوشت ما ايرانيان اين مي شد؟؟

من هر وقت به اين موضوع فكر مي كنم جوابي بهتر از اين جمله براي آن پيدا نمي كنم:

 

 

                              " از ما ست كه بر ما ست".

                                                          

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:6  توسط farzad | 
 بر دوش ِ خستـه کشیـدم ترانه‌هايم را
و عـاشقـانـه گـذر کردم
تا با دهـانِ کوچـکِ تو بخوانم
آواز سـرزمیـن ِ صبـورم را
در جشـن ِ زادْروز ِ کـودکِ آينـده
بر دوش ِ خستـه کشیـدم تـرانـه‌هـايـم را و عـاشقـانـه گـذر کـردم...

                                 

 

آنان که حقیقتی را می دانند و پنهان می کنند تبهکارند

 

چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم؟
تو وقفِ زنـدان تنت و مـن تمـاشـا کنم
تو وقفِ زندان تنت و مـن بمانم خامـوش
قسم به زن، نـازنم اگر مُحابا کنم
اگر چه تلخ است حق، نمی‌توانم نهفت
زبان از بايدم که آشکـارا کنم
زبانِ سُرخ مرا غم سر سبز نيست
به‌ پای حق می‌روم ز سر چه پروا کنم
ببين دل تنگِ مـن، خدای خوبم
بگو با کدامين دعا دو دست بالا کنم
ز نور يک آيه بس که با گلی روشنی
به شام زندانیـان دريچه‌ای وا کنم
گروهِ دور از خدا، مدار جهلند و ظلم
خدای مـن، کافرم اگر مدارا کنم
هزار يوسف ببين به بندِ اينـان اسیـر
نه باعثِ لعنتی که بر زليخـا کنم
نه موجبِ تهمتی که گرگ را بسته‌اند
بگو که از اين گنـاه، که را مُبرا کنم؟
ببين با بنديان، برادرانِ زمان
چه کرده‌اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟
به حکم ديوانِ بلخ چه نارواها رواست
نقيض احکام‌شان بیـار امضــا کنم!
بیـار امضــا کنـم!


سيـميــن بهـبهــانـی

+ نوشته شده در  2006/3/13ساعت 14:1  توسط farzad |